به گزارش ایلنا ،حجت الاسلام محسن دعاگو در خطبه اول به موضوع صداقت و محبت، آفریننده عزت و قدرت پرداخت و گفت: از نگاه فرهنگ دینی، زورمداری و قدرت نمایی محبوبیت و مقبولیت نمیآفریند و هیچ راه و روشی مانند راستی و مهرورزی در پایگاه اندیشهها و دلها از استواری، پایداری و ماندگاری برخوردار نمیگردد. زورآزمایی، ملتها را به تعارض و تقابل میکشاند، وحدت و امنیت ملی را آسیب پذیر می سازد و بر مناسبات خارجی و حوزه دفاع از منافع و مصالح ملی تأثیر نامطلوب می گذارد. دولتی که از حمایت شایسته ملت برخوردار نمی شود در صحنه گفتگوهای سیاسی توان استیفای حقوق ملی را ندارد و در پیشبرد آرمانهای دینی و ملی با سایش و فرسایش روبرو می شود.
وی تأمین سوخت راکتور هستهای تهران را با استفاده از امکانات داخلی، همسو با منافع ملی و پیشنهاد آمریکا و روسیه را نماد توطئهگری، برآمده از بدبینی سیاسی و ناسازگار با منافع و مصالح ایران اسلامی دانست و گفت: مبادله اورانیوم غنی سازی شده برای تأمین سوخت هستهای با اورانیوم قابل استفاده در راکتور هستهای تهران با هیچ منطقی سازگار با مقتضیات استقلال سیاسی، توان علمی و فنی و سیاستهای صلح آمیز هستهای نیست. دانشمندان توانای داخلی تحقیر میشوند، ذخیره سوخت هستهای را با کاهش نامعقول و غیرقابل قبول روبرو می سازد، توطئه اعتمادزدایی جهانی از فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی را به هدف نزدیک میکند و به افزایش فشار سیاسی بر جمهوری اسلامی میانجامد.
دعاگو ادامه داد: اگر صرفهجویی اقتصادی در این مبادله هستهای مبنای پیشنهاد آمریکا و روسیه قرار گیرد با همین استدلال مجموعه سرمایه گذاریها و فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی زیر سئوال میرود و اقتدار و اعتباری که با تلاش دانشمندان فرهیخته و دلسوخته هسته ای در طی سالیان متمادی و با تلاش دولتهای جمهوری اسلامی، تدابیر هوشمندانه مقام معظم رهبری و حمایت اقشار ملی پدیدار و آشکار شده است با آسیب روبرو می شود و ملتهایی که برای تأمین نیازهای صلح آمیزشان به انرژی هسته ای ایران را الگوی مبنا و نمودار حرکت به سوی آرمانها قرار داده اند دچار ناامیدی و بی اعتمادی می شوند.
خطیب جمعه شهرستان شمیرانات در خطبه دوم به ادامه مبحث جنگ نرم تحت عنوان نقش سانسور در پیشبرد جنگ نرم استکبار علیه اسلام و امت اسلامی پرداخته گفت: سانسور در لغت انتقاد، عیب جویی، خرده گیری و تفتیش و مراقبت و در اصطلاح کنترل اندیشه، بیان، قلم و رسانههای نوشتاری، شنیداری و دیداری به انگیزههای فرهنگی، اخلاقی، اقتصادی، امنیتی و سیاسی است.
وی تصریح کرد:در حوزه سانسور حذف، تغییر، اصلاح، تحت الشعاع قراردادن، بزرگ و کوچک کردن، بیاعتنایی کردن و محروم کردن دیدگاه ها و نگاهها از رسانههای متصل به افکار عمومی قرار میگیرند.
عضو ارشد جامعه روحانیت مبارز تاکید کرد : در حوزه فرهنگ، کنترل مطالب مغایر با مبانی اعتقادی و فرهنگ دینی و ملی، در حوزه اخلاق، سانسور اخبار، تصاویر و صحنه های زیانبار و اثرگذار بر آرامش و آسایش مصیبت دیدگان و مخاطبان، در حوزه اقتصاد، کنترل اخبار اثرگذار بر نابسامانیهای اقتصادی، در حوزه امنیت، کنترل مطالب و موارد زیانبار برای رفاه اجتماعی و امنیت ملی و در حوزه سیاست، کنترل مطالب و موارد زیانبار در ثبات و استقرار و آفریننده آشفتگی معقول و قابل قبول است.
امام جمعه شهرستان شمیرانات سانسور پیامهای آسمانی، منطق دینی، اندیشه انسانی و فرهنگ ملتها را نارواترین و ناهنجارترین رویکرد و عملکرد رسانهای، ستیز با خردورزی و تکامل جویی دانست و گفت: غربیها از قدرت نفوذ، تأثیرگذاری و سازندگی اسلام آگاهند، از انتقال پیامهای قرآنی و مبانی و معارف دینی به اندیشه ها میهراسند و به سانسور اسلام، قرآن و خاتم المرسلین می پردازند.
دعاگو ادامه داد: «گوته» در افشاگریهایش میگوید «سالیان درازی کشیشان از خدا بی خبر ما را از پی بردن به حقایق قرآن و عظمت آورنده آن دو نگه داشتند. اما هرقدر که ما قدم در جاده علم و دانش گذاشته ایم و پرده جهل و تعصب نابجا را دریده ایم عظمت احکام مقدس اسلام که قرآن مجموعه آنها است بهت و حیرت در ما ایجاد نموده است و به زودی این کتاب توصیف ناپذیر، عالم را به خود جلب نموده و تأثیر در علم و دانش جهان می گذارد و بی تردید قرآن جهانگیر میگردد.»
ناطق جمعه شهرستان شمیرانات گستره اطلاعرسانی و ارتباطات رسانهای را جهانی و سانسور مکاتب آسمانی و اندیشههای انسانی را بزرگترین ناهنجاری و ستم روایی دانست وگفت: هدف غربیها از راهبرد سانسور، جلوگیری از آگاهی افکار عمومی کشورهای غربی از حقانیت آئین مدنی و نقش آن در انسان سازی است. غربیها در جنگ نرم علیه اسلام و امت اسلامی از ناآگاهی ملتها سود میبرند، از شکوفائی خرد انسانی و بیداری سرشت حقگرای انسانی بیمناکند، هیچ ابزاری را در جنگ نرم مانند رسانههای بیدارگر و روشنگر، خطرناک نمی دانند و در افزایش قدرت رسانه های سازمان یافته برای سانسور و برخاسته از زور و غرور هیچ حد و مرزی نمی شناسند.
وی سانسور نسنجیده، بیمعیار و تمام عیار را بسترساز افزایش و گسترش بیاعتمادی و آشفتگی و انحراف افکارعمومی توصیف کرد و گفت: باتوجه به دسترسی عمومی به ابزار خبرنگاری و خبررسانی و وجود رسانههای خصوصی، عمومی، حزبی، گروهی و تریبونهای متصل به افکارعمومی، سانسور بیمعیار و تمام عیار موجب اعتمادسوزی و آشفتهسازی افکارعمومی است.
دعاگو خاطر نشان کرد: سانسور از کارآیی برخوردار نمیشود، دیوارهای اعتماد فرو میریزد و تدبیرها و مصلحت اندیشیها به آرامش، همگرایی و هماهنگی و هم صدایی نمیانجامد.
امام جمعه شمیرانات تاکید کرد: در دنیای امروز وسایل صوتی تصویری برای ضبط و ارسال پیامهای خصوصی و عمومی گسترده، فراگیر و خارج از کنترل سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی میتوانند براساس اعتقادات و مواضعشان به ابزار رسانه ای جنگ نرم تبدیل شوند و حوزه سانسور را با کندی، دشواری و ناکارآیی و رسوایی روبرو سازند.
دعاگو در پایان تأکید کرد: امروز رسانههای جنگ نرم در انحصار هیچ ملت و حکومتی نیست. سانسور برخی شعارها و صحنهها، مصلحت اندیشی بجا برای آرامش آفرینی و سالم سازی افکارعمومی سازگار با تدبیر سیاسی است ولی حذف، تحریف، تحت الشعاع قراردادن، کوچک کردن و بی اهمیت جلوه دادن جبهه بندیها و تحولات سیاسی برآمده از نگاهها و عملکردها، دوربینهای خبرساز و با مصالح ملی ناساز را فعال می کند، دایره کنترل و تحلیل تحولات سیاسی را با دشواری و محدودیت روبرو می سازد، اعتماد عمومی از رسانه سانسورچی سلب می کند و گوش ملتها را به سخنان دشمنان و توطئه های رسانه ای اهریمنان باز می سپارد
سازمان دیدهبان حقوق بشر اعلام کرد که مدارک و مستندات تجاوز و آزار جنسی سه تن از بازداشتشدگان حوادث پس از انتخابات در ایران را تهیه کرده است.
ابراهیم مهتری، ابراهیم شریفی و مریم صبری، سه نفری هستند که سازمان دیدهبان حقوق بشر میگوید اسناد و مدارکی مبنی بر تجاوز به آنها در زندانها و بازداشتگاههای ایران تهیه کرده است.
این سه نفر در جریان حوادث پس از انتخابات در ایران، دستگیر شده و براساس گفتههای خود و تائید دیدهبان حقوق بشر، از سوی ماموران مورد تجاوز قرار گرفتهاند.
این سازمان اعلام کرده که مدارک پزشکی قانونی تائید میکند که ابراهیم مهتری، مورد آزار و اذیت جنسی قرار گرفته است، اما مقامهای قضایی از تحقیقات در این خصوص خودداری کرده و خانواده وی را تهدید کردهاند در اینباره سخن نگویند.
سارا لی ویتسون مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقای دیدهبان حقوق بشر، رفتار مقامهای جمهوری اسلامی در نادیده گرفتن شواهد رسمی در خصوص آزار و آذیت شدید جنسی زندانیان را رفتاری «خجالتآور» توصیف کرده است.
ابراهیم مهتری ۲۷ ساله به مقامهای دیدهبان حقوق بشر گفته که «در جریان بازداشت، به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با باتوم مورد تجاوز جنسی قرار گرفته است.»
ابراهیم شریفی ۲۴ ساله، دومین نفری است که این سازمان، مستندات تجاوز به وی در بازداشتگاههای ایران را تهیه کرده است.
آقای شریفی نیز به دیدهبان حقوق بشر گفته که در زندان، زمانی که دستان، چشمان و پاهایش بسته بوده، «مورد تجاوز» قرارگرفته است.
سومین مورد پروندههای «تجاوز»، خانمی به نام مریم صبری، ۲۱ ساله است که در جریان مراسم چهلم ندا آقاسلطان در بهشت زهرا دستگیر شد.
خانم صبری گفته که «چهار بار پیاپی، توسط زندانبانان مورد تجاوز» قرار گرفته است.
مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتمادملی، نخستین کسی بود که مرداد ماه امسال با انتشار نامهای خطاب به اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، از تجاوز به برخی دختران و پسران بازداشتشده در حوادث اخیر خبر داد.
هیات نظارت قوه قضائیه که به منظور بررسی وضعیت بازداشتشدگان تشکیل شده، اظهارات و اسناد آقای کروبی را «جعلی» دانسته است.
مقامهای پلیس ایران طی چهار ماه گذشته، تنها به بروز برخی تخلفها در این بازداشتگاه اشاره کردهاند و حاضر نیستند به جزئیات بیشتری از مسائلی که در این مکان رخ داده، بپردازند.
پس از این افشاگری بود که برخی نزدیکان کروبی که کمیتهای را برای تحقیق در خصوص وضعیت زندانیان سیاسی تشکیل داده بودند، دستگیر شدند.
سارالی ویتسون در این زمینه میگوید که «مدارک رسمی و تصاویری که در خصوص شکنجه مهتری وجود دارند، خود بهترین گواه بر آنچه بر وی رفته است، به شمار میرود.»
در جریان حمله نیروهای دولتی به معترضان دولت ایران که در سی امین سالگرد تسخیر سفارت آمریکا در تهران، دست به تظاهرات خیابانی زده اند، نیروهای امنیتی مانع خروج میرحسین موسوی، یکی از سران مخالف دولت از محل کارش در فرهنگستان هنر شده اند و همزمان نیروهای لباس شخصی، مهدی کروبی دیگر مقام مخالف دولت را که برای راهپیمایی در خیابان به سر می برد، ضرب و شتم کرده اند.
وب سایت کلمه که مرجع رسمی خبررسانی از آقای موسوی است خبر داده است که تمامی موبایل های منطقه در خیابان طالقانی و نیز اینترنت این محل از صبح روز ۱۳ آبان قطع شد و دهها موتور سوار با لباس شخصی و تجهیزات کامل در مقابل فرهنگستان هنر تجمع کرده و با همراهی یگان ویژه به شعار علیه موسوی پرداختند.
بر اساس این گزارش ها گروهی از لباس شخصی ها وارد فرهنگستان هنر محل کار آقای موسوی شدند که درنهایت این افراد از محوطه ی فرهنگستان هنر عقب نشینی کردند اما اتومبیل حامل میرحسین موسوی که قصد خروج از فرهنگستان را داشت با ممانعت "پرحجم" نیروهای امنیتی نتوانست از فرهنگستان خارج شود.
براساس گزارش های رسیده از تهران، مهدی کروبی هم که برای شرکت در تظاهرات ۱۳ آبان در میدان هفت تیر حضور یافته بود مورد ضرب و شتم قرار گرفته و زخمی شده است.
حسین کروبی، فرزند او در گفت و گو با بخش فارسی بی بی سی گفت که منابع امنیتی پیش از مراسم سالگرد تسخیر سفارت، به پدرش درباره احتمال "حمله انتحاری" به او هشدار داده بودند اما آقای کروبی با رد این تهدیدات اعلام کرد که در راهپیمایی حضور می یابد.
آقای کروبی ساعت ده و نیم صبح چهارشنبه از محل میدان هفت تیر تهران به سوی محل سفارت سابق آمریکا راهپیمایی می کرد.
نزدیکان مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی، گفته اند که آقای کروبی که برای شرکت در راهپیمایی روز ۱۳ آبان به سوی میدان هفت تیر حرکت می کرد، مورد حمله قرار گرفت و زخمی شد.
به گفته آنان، مهاجمان از ماموران نیروی انتظامی بودند که به سوی آقای کروبی و کسانی که اطراف او بودند گاز اشک آور هم شلیک کردند و محافظان او و تعداد از مردم را زخمی کردند.
آقای کروبی، که به دلیل اصرار بر پیگیری اتهامات بدرفتاری و تجاوز به بازداشت شدگان وقایع پس از انتخابات هدف انتقاد شدید طرفداران دولت بوده، پیش از این نیز در جریان حضور در مجامع عمومی هدف حمله قرار گرفته است.


یک کشاورز بابلکناری در هفته گذشته پس از مشاجره با یکی از طلبکارانش با خوردن قرص برنج به زندگی خود خاتمه داد.
محمدرضا- الف پس از آنکه محصولات باغیاش را در دو سال گذشته با بروز خشکسالی و سرمازدگی از دست داد و افت قیمت برنج، معیشت او را با دشواریهای متعددی روبهرو کرد، با بدهیهای بانکی و مطالبات شخصی طلبکارانش مواجه شد.
این کشاورز که عضو شورای اسلامی روستای گاوزنمحله بابلکنار نیز بود، سرانجام یکشنبه شب در حالی که یکی از طلبکارانش به منزل او مراجعه کرد و برای بازپسدادن طلبش تنها تا یک شب به وی فرصت داد، با خوردن قرص برنج بیهوش شد و در بیمارستان آیتالله روحانی مورد مداوا قرار گرفت.
بر اساس این گزارش، وی حدود سه ساعت پس از انتقال به بیمارستان و در حالی که معالجه پزشکان مؤثر واقع نشده بود، دار فانی را وداع گفت.این کشاورز بابلکناری حدود 55 سال سن داشت
همزمان با خبر آزادی چند تن از زندانیان وقایع بعد از انتخابات از جمله محمد قوچانی و مرتضی الویری خبر اعتصاب غذای هنگامه شهیدی و فریبا پژوه موجی از نگرانی ها را به دنبال داشت.
هنگامه شهیدی، مشاور امور زنان ستاد انتخاباتی مهدی کروبی و فریبا پژوه، روزنامه نگار و وبلاگ نویس در اعتراض به ادامه بازداشت شان از چند روز پیش دست به اعتصاب غذا زده اند.
محمد مصطفایی، وکیل هنگامه شهیدی در گفت و گو با بخش فارسی رادیو بی بی سی ضمن نگرانی از وضعیت جسمی خانم شهیدی از انتقال او به بهداری زندان اوین به دلیل اعتصاب غذا و ضعف شدید جسمانی خبر داد.
آقای مصطفایی همچنین معتقد است ادامه بازداشت هنگامه شهیدی از یکماه پیش تا کنون ضرورتی نداشته است.
آقای مصطفایی گفت: "به این دلیل که قرار بازداشت موقتی که برای خانم شهیدی در نهم تیرماه صادر شده بود به قرار وثیقه یکصد میلیون تومانی تبدیل شد. طبق قانون اگر متهمی توان تودیع قرار وثیقه را داشته باشد دلیلی برای ادامه بازداشت در زندان وجود ندارد."
او افزود: "مادر ایشان سند مالکیت دارد و می تواند قرار را تودیع کنند، ولی متاسفانه زمانی که ما خواستیم برای آزادی خانم شهیدی سند را معرفی و کارهای قانونی را انجام دهیم بازپرس پرونده اعلام کرد، دادستان تهران، اعلام کرده هیچ کدام از بازداشت شدگان فعلا آزاد نشوند."
آقای مصطفایی در ادامه می گوید این روند و شرایط برای شخصی که در زندان به سر می برد سخت و دردآور است و نتیجه این فشارها خانم شهیدی را وادار کرد تا در اعتراض به بلاتکلیفی اش دست به اعتصاب غذا بزند.
محمد مصطفایی ضمن ابراز نگرانی از وضعیت جسمی هنگامه شهیدی و سابقه بیماری قلبی او می گوید: "موکل من به دلیل وخامت شرایط جسمانی به بهداری زندان اوین منتقل شد."
فریبا پژوه روزنامه نگاری که در جریان اتفاقات بعد از انتخابات دستگیر شد نیز این روزها در اعتصاب غذا به سر می برد.
حمیدرضا دهقان از بستگان نزدیک نزدیک خانم پژوه می گوید نزدیک به هفتاد روز از بازداشت این روزنامه نگار می گذرد.
او افزود: "متاسفانه قرار بازداشتی که دو ماهه بود، مجدد تمدید شده است. علیرغم اعتراض فریبا به عدم تمدید مدت بازداشت، تا این لحظه توجهی به این اعتراض نشده و بازداشت به مدت دو ماه دیگر تمدید شده است."
آقای دهقان می گوید فریبا پژوه از روز دوشنبه هفته گذشته در اعتصاب غذا به سر می برد .
او در ادامه گفت: "ما واقعا از وضعیت جسمی فریبا نگران هستیم و شرایط اش را شرایط خوبی نمی دانیم. فریبا از دوشنبه با وجود اعتصاب غذا دچار آنفولانزا هم شده و شرایط جسمی بدی دارد. مادرش هم که ملاقاتی با او داشته می گوید شرایط جسمی اش خوب نیست."
حمید رضا دهقان می گوید وضعیت پرونده خانم پژوه همچنان نامشخص است.
آقای دهقان در همین رابطه گفت: "هنوز موارد اتهامی به صورت دقیق مشخص نشده است. کلمات کلی مثل تبلیغ علیه نظام و امثال این مطرح، اما هنوز به صورت واضح و روشن بحثی در این مورد نشده است."
او افزود: "علیرغم همه پیگیری هایی که وکلای او، خانم جعفری و آقای نعمت احمدی داشته اند، هنوز وکالتی که فریبا امضا کرده به دست وکلا نرسیده و وضعیت وکیل هم هنوز روشن نیست."
هنوز تعدادی از خانواده های بازداشت شدگان اخیر، اطلاعات دقیقی از شرایط نزدیکانشان ندارند و همه روزه اخباری مبنی بر نگرانی از وضعیت بازداشت شدگان منتشر می شود.
این در حالی است که مقامات ایران تا کنون واکنشی نسبت به اعتصاب غذای هنگامه شهیدی و فریبا پژوه نشان نداده اند و همچنان بر این موضع که شرایط بازداشت شدگان در زندان های این کشور مناسب است و آنها در شرایط استاندارد نگهداری می شوند، پافشاری می کنند.
فوارهای که چند سال است در مشهد آب سبز میپاشد در سفر اخیر احمدینژاد قطع شد
خودروی حامل احمدینژاد پس از ورود به مشهد، در مسیر خود از کنار یکی از میدانهای شهر عبور کرد که فواره وسط حوض آن به رنگ سبز است.
بعضیها در حالی از این ماجرا با عنوان «نماد 4 متری جنبش سبز» یاد کردهاند که اطلاع ندارند از سالها پیش سازمان زیباسازی شهرداری مشهد، همیشه مقداری رنگ رقیق سبز را به آب حوض این میدان اضافه میکند. تاکنون گفته میشد برخی همراهان احمدینژاد که تا پیش از این هنگام سفر به مشهد به رنگ فواره دقت نداشتند، با مشاهده این صحنه تصور کردهاند که مردم اقدام به ریختن رنگ سبز داخل حوض کردهاند و خواستار خاموش شدن فواره شدهاند.
تصوير زير كه توسط خبرگزاري آسوشيتد پرس(Ap) منتشر شده، مربوط به مذاكره وزير كشورمان با همتاي پاكستاني درباره گروهك هاي تروريستي مستقر در پاكستان است.
به گزارش خبرنگار تابناك، تصوير زير حاكي نكته بسيار مهمي است كه از ديد مسئولين كشورمان به دور مانده، با دقت در تصوير زير متوجه مي شويد كه پرچم پشت سر آقاي نجار، وزير كشور ايران كه مي بايست مربوط به ايران باشد، مروبط به ايران نبوده و حتي پرچمي كه روي ميز قرار دارد پرچم ايران بوده اما وارونه!
اين اقدام از لحاظ سياست خارجي و ديپلماتيك توهين به ملت ايران بوده و اين در حاليست كه مسئولان كشورمان هيچ گونه واكنش رسمي و علني به اين اتفاق از خود نشان نداده اند.
گفتني است، هيچ يك از خبرگزاري هاي رسمي كشور تصويري از سفر مصطفي محمد نجار به پاكستان منتشر نكرده اند.

مرجع عالیقدر غروب روز جمعه اول آبانماه، در گفتگوئی تلفنی با حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی، ضمن تقبیح حرکات زشت اخیر در جهت تخریب شخصیت ایشان، مقاومت آقای کروبی در برابر نامهربانی ها و بی مهری های موجود را ستودند.
معظم له در این گفتگو، حجت الاسلام و المسلمین کروبی را شخصیتی مومن، مبارز و غیر قابل حذف خوانده و خطاب به ایشان فرمودند: به هر میزان موثر باشید، در برابرتان ایستادگی می کنند و این هتک حرمت ها نشان از موفقیت شما دارد.
خاطره پرتاب لنگه کفش از سوی خبرنگار عراقی به سمت جرج بوش یک بار دیگر با پرتاب لنگه کفش یکی از دانشجویان سبزپوش معترض به صفار هرندی در دانشگاه تهران زنده شد.
صفار هرندی، از حامیان و دستاندرکاران دولت کودتا دیروز در دانشکده فنی دانشگاه تهران حضور یافت و با واکنش اعتراضی شدید دانشجویان مواجه شد. میزان اعتراضات دانشجویان آنقدر شدید بود که کنترل برنامه از دست مجری خارج شد و صفار هرندی با هو کردن دانشجویان و شعار یاحسین میرحسین مواجه شد و نتوانست سخنان خود را برای دقایقی آغاز کند. دانشجویان سبزپوش با توزیع مچبندهای سبز در این برنامه حضورشان چشمگیر بود. سخنان ثابتی، رئیس بسیج دانشگاه تهران و صفار هرندی بارها با هوکشیدن دانشجویان مواجه شد و در میان برنامه این اعتراضات تا آنجا بالا گرفت که یکی از معترضین به سبک الزیدی خبرنگار عراقی لنگه کفشش را به سمت صفار هرندی پرتاب کرد.صفار هرندی بدون ارائه منبع مشخصی تعداد بسیجیان کشته شده در حوادث پس از انتخابات را ده نفر معرفی کرد که با اعتراض دانشجویان مواجه شد. وزير سابق ارشاد که چندی پیش به دست احمدی نژاد برکنار شده بود، طی سخنانی تملقآمیز گفت: امروز که موسوي سکوت چند ساله خود را شکست بايد ممنون احمدي نژاد باشد که چنين شرايطي را براي او فراهم کرده است. او در نهایت مجبور شد به علت اعتراضات شدید و برای جلوگیری از فضاحت به بار امدهای نظیر آنچه برای حداد عادل و دانشجو رخ داده بود، دانشگاه را ترک کند.
دولتی که تا دیروز پرتاب لنگه کفش به سمت جرج بوش را افتخاری بزرگ برای آن خبرنگار عراقی میدانست و حاضر شده بود به او پناه دهد به روزی افتاده که اعضای سابق و حامیان امروز کابینه خودش با لنگه کفشهای معترضینشان روبرو میشود و در نهایت خفت و خواری کسانی که روزی سکان فرهنگ این مملکت را به دست گرفته بودند، از سوی دانشجویان هم تحمل نمیشود و مجبور به ترک دانشگاه میگردند.
|
|
|
روز گذشته فردی که قصد داشت مقابل مجلس شورای اسلامی دست به خودسوزی بزند دستگیر شد. به گزارش تابناک، این فرد 55 ساله که قبلا راننده خودروی سنگین بوده پیشتر به دلیل فنی خودروی خود را از دست داده و به دلیل اینکه نتوانسته برای تأمین زندگی خود وامی را دریافت کند، تصمیم به خودسوزی مقابل مجلس شورای اسلامی گرفته بود. این مرد گنبدی، بارها از گنبد تا تهران آمده بود و با مراجعه به نهادهای مختلف کشور قصد فراهم کردن یک وام برای تهیه خودرو و تأمین زندگی خود را داشت. بنابر این گزارش، این فرد که توسط گشت پلیس به همراه یک و نیم لیتر بنزین دستگیر شده بود در بازجویی خود ادعا کرده به دلیل اینکه پس از مراجعه به دفتر یکی از مقامات نتوانسته بود نتیجهای را به دست آورد تصمیم به خودکشی و خودسوزی مقابل مجلس گرفته بود. این فرد دستگیر شده در وصیتنامه خود، علت این اتفاق و خون خود را به گردن افرادی که با وام وی موافقت نکردهاند انداخته بود. |
بهنود شجاعی، فردی که به ارتکاب قتل در سن نوجوانی مجرم شناخته شده بود، در زندان اوین توسط اولیاء دم اعدام شد.
این خبر از سوی محمد مصطفایی، یکی از وکلای بهنود شجاعی در گفتگو با بخش فارسی رادیو بی بی سی عنوان شد.
آقای مصطفایی گفت: "بعد از اذان صبح، بهنود شجایی به پای چوبه دار رفت و مادر و پدر مقتول چهارپایه ای را که برای اعدام در نظر گرفته بودند از زیر پای بهنود کشیدند و بهنود از دنیا رفت."
شماری از فعالان حقوق اجتماعی که تعداد آنها از سوی آقای مصطفایی "حدود 200 نفر" اعلام شده نیز بیرون زندان اوین حضور داشتند و ظاهرا تلاش کردند خانواده مقتول را به گذشت از مجازات اعدام متقاعد کنند.
پیش از این بهنود شجاعی پنج بار برای اجرای حکم اعدام به قرنطینه زندان اوین منتقل شده بود و هر بار به دلیلی، از جمله دستور مقام های قضایی، این مجازات درباره او به اجرا در نیامد.
حکم اعدام بهنود شجاعی با وجود آن اجرا شد که صادق اردشیر لاریجانی، رئیس قوه قضائیه در نخستین دستور خود پس از آغاز تصدی این سمت، در روز چهارشنبه 19 اوت (28 مرداد) که قرار بود بهنود شجاعی همراه با شش محکوم دیگر در زندان اوین اعدام شوند، اجرای حکم قصاص این مجرم را متوقف کرد.
محمد مصطفایی در این باره گفت: "متاسفانه علیرغم اعتراض هایی که ما به ماهیت حکم و اجرای آن داشتیم و اینکه ما پیشتر توانسته بودیم رضایت اولیای دم را بگیریم و شهودی هم بودند که شهادت بدهند، ولی هیچکدام از اعتراض ها و شکایت های ما به جایی نرسید."
آقای مصطفایی مسئله تغییر نظر اولیاء دم را در استفتائی از آیت الله مکارم شیرازی نیز مطرح کرده بود که این مرجع تقلید در پاسخ اعلام کرد: "هرگاه شهود معتبر شهادت دهند که آنها عفو کرده اند بازگشت آنها اثری ندارد."
محمد مصطفایی به بیبیسی گفت: "آقای لاریجانی در گذشته دستور توقف را به صورت موقت داده بودند اما اولیای دم مصر بودند که حکم اجرا بشود و اعمالی را انجام می دادند که در نهایت دستگاه قضایی را با اجرای حکم مواجه کردند."
محمد مصطفایی گفت: "موکلم بهنود شجاعی به ناحق به پای چوبه دار رفت و ناعادلانه اعدام شد."
بهنود شجاعی در سال 1384، هنگامی که هفده سال سن داشت در یک نزاع شخصی در یکی از پارک های تهران، فردی را به قتل رساند.
این متهم در جریان محاکمه گفته بود که مقتول قصد داشت به او با چاقو حمله کند و او به منظور مقابله با یک تکه شیشه شکسته تنها یک ضربه به سینه او وارد کرد.
وکلای بهنود شجاعی در دادگاه استدلال کردند که موکل آنها مرتکب قتل غیرعمد شده و بجای اعدام، مجازات پرداخت دیه را مستحق می دانستند.
اما دادستان این ادعا را رد کرد و گفت بهنود شجاعی به مقتول حمله کرد و با ضربات متعدد او را از پای درآورده است.
اعدام با وجود اعتراض
هر چند ماده 37 کنوانسیون حقوق کودک که ایران آن را امضاء کرده و رسما پذیرفته تصریح می کند که نمی توان مجازات اعدام را در مورد افرادی که در سن کمتر از 18 سالگی مرتکب جرم شده اند صادر و اجرا کرد، اما دیوان عالی کشور در سال 1386 حکم اعدام این فرد را تایید کرد و جهت اجرا به قوه قضائیه ایران ابلاغ نمود.
همچنین حکم اعدام بهنود شجاعی با وجود آن صادر شد که در سال 1383 محمود هاشمی شاهرودی، رئیس وقت قوه قضائیه ایران، صدور حکم اعدام برای افرادی را که در زیر سن 18 سالگی مرتکب جرم شده اند را ممنوع اعلام کرده بود.
اولین قرار اعدام بهنود شجاعی برای اردیبهشت سال 1387 صادر شده بود که به خواست محمود هاشمی شاهرودی، رئیس وقت قوه قضائیه اجرای این حکم به مدت یک ماه با دادن فرصت جهت کسب رضایت اولیاء دم به تعویق افتاد.
پس از آن اتحادیه اروپا در اوایل خرداد ماه سال 1387 خواهان جلوگیری از اعدام بهنود شجاعی و سعید جزی، فرد دیگری شد که او نیز در سن نوجوانی مرتکب قتل شده بود و صدور حکم اعدام برای این دو نفر را نقض تعهدات بین المللی از سوی ایران دانست.
لوئیز آربور کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد هم تقریبا سه هفته پس از درخواست اتحادیه اروپا، به ایران هشدار داد که صدور حکم اعدام برای محکومانی که قبل از 18 سالگی مرتکب جرم می شوند، با استناد به کنوانسیون بین المللی حقوق کودک ممنوع است.
حادثه ای که حکم اعدام بهنود شجاعی را بیش از پیش در رسانه ها مطرح کرد، تلاش عزت الله انتظامی، پرویز پرستویی و کیومرث پور احمد، سینماگران برجسته ایرانی جهت جمع آوری کمک های مردمی برای کسب رضایت شاکیان بهنود شجاعی بود که با برخورد قوه قضائیه مواجه شد.
این سه نفر حدود یک سال قبل با افتتاح شماره حسابی، به ویژه با حضور در گردهمآیی های فرهنگی اقدام به جمع آوری کمک های مردمی کردند که این اقدام با حمایت 200 روزنامه نگار مواجه شد.
اما دادسرای امور جنایی تهران این سه نفر را به دادگاه فراخواند و آنها را متهم کرد که "قصد تلطیف احساسات عمومی را داشته تا مردم تحت تاثیر قرار گرفته و برای یک مجرم و جانی ملاحظه به خرج دهند، در صورتی که این فرد قاتل بوده و حکمش برابر قانون، قصاص است."
عزت الله انتظامی گفته بود که این سه نفر رضایت خانواده مقتول را برای پرداخت مبلغی بیش از دیه جلب کرده اند.
در حالیکه افزایش بیسابقه و بیسر و صدای قیمت بلیت قطار سر و صدای مردم را درآورده است، اظهارنظر بسیار جالب دکتر بهبهانی موجب نگرانی شده است.با این حال و با توجه به این تحلیل آقای بهبهانی، سرچشمه و ایده افزایش قیمت دیگر وسایل حمل و نقل عمومی مانند اتوبوس و هواپیما نیز همین مجانی بودن انواع بلیتها در ایران باشد! البته ناگفته نماند که شاید جناب وزیر، چنان دست و دلباز و ولخرج هستند که این گونه پولها و هزینهها ـ که گاه برای قشر متوسط جامعه قابل تأمین نیست ـ ناچیز و مجانی به حساب آید
منبع:خبرگذاری تابناک


آیا میدونید حتی لبنانی ها هم جلسه سخنرانی رو ترک کردن؟؟؟؟؟
میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای بزرگداشت یاد کشته شدگان حوادث اخیر تهران حدود ساعت چهار بعد از ظهر در بهشت زهرا حضور یافتند، اما مأموران پلیس برای آنها محدودیت ایجاد کردند و با عزاداران درگیر شدند.
همچنین هزاران تن از معترضان به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایران در مصلای تهران و خیابان های اطراف آن تجمع کرده اند و شعارهایی در حمایت از میرحسین موسوی سر داده اند.
در این حال صدها نیروی پلیس ضد شورش در محل حاضر شده و با استفاده از باتوم و گاز اشک آور به متفرق کردن جمعیت پرداخته اند.
گزارش هایی از وقوع تجمع های اعتراضی در میدان ونک، خیابان مطهری، خیابان بهشتی، خیابان حافظ شمالی، خیابان ولیعصر، خیابان زرتشت و خیابان فاطمی منتشر شده است.
پیش تر شاهدان عینی که در بهشت زهرا حاضر بودند، گفتند که آقای موسوی کوشید که بر سر مزار ندا آقاسلطان، دختر جوانی که در جریان اعتراضات روز ۳۰ خرداد تهران کشته شد، حضور یابد، اما مأموران پلیس ضد شورش آقای موسوی را احاطه کردند و در حالی که صدها تن از عزاداران شعار "یا حسین، میر حسین" سر می دادند، او را به اتومبیلش باز گرداندند.
به گفته شاهدان عینی، گروهی از عزاداران اتومبیل آقای موسوی را احاطه کردند و کوشیدند مانع از رفتن آقای موسوی شوند، اما مأموران پلیس به زور راه را باز کردند تا اتومبیل از محل دور شود.
همچنین شاهدان عینی به خبرگزاری فرانسه گفتند که عده ای از عزاداران به سوی گروهی از مأموران پلیس که مهدی کروبی را محاصره کرده بودند، سنگ پرتاب کردند.
در این حال سحام نیوز، وبسایت رسمی حزب اعتماد ملی (حزب آقای کروبی) نوشته است که هم آقای کروبی و هم آقای موسوی توانسته اند برای لحظاتی بر سر مزار ندا آقاسلطان توقف کنند و فاتحه بخوانند.
پرس تی وی، تلویزیون انگلیسی زبان متعلق به حکومت ایران می گوید بین دو تا سه هزار نفر بر مزار خانم آقاسلطان گرد آمده بودند.
در ویدیویی که از این مراسم در سایت یوتیوب منتشر شده شعارهایی همچون "نترسید، نترسید، ما همه با هم هستیم" و "مرگ بر دیکتاتور" شنیده می شود.
خبرگزاری فرانسه به نقل از شاهدان عینی نوشته است که پلیس با باتوم و کمربند با عزاداران برخورد کرده است.
خبرگزاری رویترز هم از بازداشت عده ای از عزاداران توسط نیروهای پلیس خبر می دهد.
پیش تر وکیل مهناز محمدی، مستندساز ایرانی از بازداشت او، جعفر پناهی و رخساره قائم مقامی در بهشت زهرای تهران خبر داده بود.
خانم محمدی، آقای پناهی و خانم قائم مقامی صبح پنجشنبه به همراه تعداد دیگری از فیلمسازان و مستندسازان ایرانی برای گذاشتن گل بر مزار کشته شدگان حوادث اخیر به بهشت زهرا رفته بودند.
مراسم روز پنجشنبه در بهشت زهرا به مناسبت چهلمین روز درگذشت کسانی برگزار شد که در اعتراضات روز ۳۰ خرداد در تهران کشته شدند.
مقامات ایران تعداد کشته شدگان حوادث آن روزهای تهران را حدود ۲۰ نفر اعلام کردنداما مخالفان دولت می گویند تعداد کشته شدگان بیش از این ها است.
برخی از مسئولان نظامی و انتظامی ایران کشته شدن این افراد را به "اغتشاشگران" نسبت داده اند، اما مخالفان می گویند که نیروهای حکومتی به سوی معترضان تیراندازی می کردند.
محمود احمدینژاد که به نظر میرسد به شدت نگران از دست رفتن صندلی ریاستجمهوری است، در مناظره آن شب خود عملاً نه به مصاف میرحسین موسوی، بلکه به رویارویی با انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی پرداخت.
وی در این سخنان عملاً اکثر مسئولین ارشد نظام را به دستاندازی به بیتالمال و رانتخواری متهم کرد و با نام بردن از اشخاص فراوانی، مدعی فساد مالی آنان شد.
اگرچه به سادگی میتوان تناقض اظهارات احمدینژاد را بیان کرد، اما وی میتواند با پاسخ به چند پرسش ساده، حداقل اتهام دورویی را از خود رفع کند:
1. این هجمه سنگین علیه هاشمی و دولت وی، در شرایطی که محمود احمدینژاد تا روزهای پایانی دولت هاشمی از مدیران آن دولت بوده است و مکرر به تمجید و از رئیسجمهور وقت پرداخته است، چه معنا و مفهومی دارد؟
2. زیرسوال بردن اشخاص و افعالی که با تأیید صریح رهبری انقلاب همراه بوده، مانند سلامت هاشمی، خدمات خاتمی، توافقنامه سعدآباد، آیا زیرسوال بردن رهبری نظام نیست؟
3. ارائه آمار نادرست از محیط، نظیر آنچه که درباره استقبال چند صدهزار نفری از وی در مشهد گفته شد، با وجود این که آمار مستقبلین از دههزار نفر فراتر نمیرفت، آیا نشاندهنده توهم ایشان نیست؟
4. چرا با وجود 4 سال قدرت اجرایی کشور و در اختیار داشتن اهرمهای نظارتی چون وزارت اطلاعات، بازرسی ویژه ریاستجمهوری و سازمان حسابرسی، رئیسجمهور به تخلفات مورد ادعا رسیدگی نکرده و پرونده آنان را برای رسیدگی به دادگاه اعلام نکرده است؟
5. اظهارات کذب، نظیر ادعای ارسال نامه عذرخواهی بلر نخستوزیر انگلیس به ایران در شرایطی که وی به جای عذرخواهی علناً ایران را تهدید کرده بود، صرفاً از روی بیاطلاعی است یا ایشان تعمداً دروغ میگوید؟
6. ادعای اثبات نشدنی نظیر ادعای پیغام آقای هاشمی به پادشاه عربستان درباره سقوط احمدینژاد طی 6 ماه آینده، در حالی که دکتر ولایتی نماینده اعزامی مقام رهبری به عربستان، حامل پیام آقای هاشمی مبنی بر درخواست استقبال گرم از رئیسجمهور ایران در عربستان بوده است، چه معنا و مفهومی دارد؟
7. متهم کردن اشخاص غایب، نظیر همسر کرباسچی یا صفایی فراهانی، فرزند ناطقنوری و... به رانتخواری و کسب ثروتهای میلیاردی در حالی که این افراد غایب بوده و امکان دفاع از خود را ندارند، با کدام ضوابط شرعی سازگار است و اگر ایشان واقعاً به این حقایق رسیدهاند، چرا زودتر افشا نکردهاند و در آخرین روزهای ریاستجمهوری که فرصتی برای پاسخگویی افراد نیست، به فکر افشاگری افتادهاند؟
8. فرافکنی در برابر طرح مسایل اقتصادی آقای صادق محصولی، وزیر کشور دولت نهم و ادعای این که ربطی به مسئولیت وی ندارد، در حالی که از قضا فعالیتهای اقتصادی وی در نیمه دهه هفتاد و در زمان استانداری آقای احمدینژاد در استان اردبیل در این استان صورت گرفته است، به چه معناست؟
9. ادعای این که آقای احمدینژاد بهترین رابطه را با روحانیت دارد، در حالی که با وجود اصرارهای دو سال دفتر رئیسجمهور و بارها مصاحبه سقای بیریا، مشاور روحانیون دکتر احمدینژاد، مراجع و علمای برجسته قم حتی حاضر به پذیرش رئیسجمهور و دیدار با وی نبودهاند، چگونه قابل جمع است؟
10. متهم کردن ناطقنوری، رئیس دفتر بازرسی رهبر انقلاب به فساد مالی، آیا زیرسوال بردن سلامت دفتر رهبری نیست؟
11. اتهام زدن به همسر مهندس موسوی درباره مدرک دکترای ایشان در حالی که آقای احمدینژاد که فوقلیسانس و دکترای خود را در دوره ریاست بهبهانی، وزیر فعلی راه در دانشکده عمران دانشگاه علم و صنعت و با استفاده از تسهیلات ویژه طی کردهاند، چه وجهی دارد؟
12. اشاره به هزینههای تبلیغاتی مهندس موسوی در حالی که این هزینهها از سوی احزاب و گروههای شناسنامهدار سیاسی تأمین میشود، اما هزینههای سنگینتر ستاد دکتر احمدینژاد از سوی اشخاص نامعلوم و با پوشش ستادهای مردمی و بعضاً با استفاده از امکانات دولتی تأمین میشود، چه مفهومی به همراه دارد؟
13. متهم کردن جمهوری اسلامی در فاجعه جمعه خونین مکه به انتقال وسایل نامعلوم و مقصر بودن در قطع رابطه با عربستان آیا خیانت به خون شهدای این واقعه و زیرسوال بردن مواضع امام(ره) مبنی بر لزوم برائت از مشرکین نیست؟
14. در صورتی که دکتر احمدینژاد تا بدین اندازه مشتاق به مناظره با هاشمی و خاتمی بوده، چرا از فرصت 4 ساله و امکانات نامحدود صداوسیما که در اختیار وی گذاشته شده بود، برای این موضوع استفاده نکرد و حتی در صورت مخالفت صداوسیما، چرا مناظرههای علنی در مراکز دانشگاهی تشکیل نداده بوده است؟
15. چرا دکتر احمدینژاد از پاسخ دادن به محور اصلی پرسش مهندس موسوی در ماههای اخیر یعنی سرنوشت 300 میلیارد دلار درآمد نفتی طفره رفته و حتی در این مناظره با وجود اشاره موسوی به گزارش دیوان محاسبات، از توضیح درباره آن خودداری کرد؟
16. تکرار دروغ درباره بازیگر بودن مادر ناراضی در فیلم مهندس، موسوی در حالی که اسم و عکس و مشخصات واقعی زن مذکور توسط خود وی اعلام شده و نماینده شهر و کارگردان نیز درباره آن توضیحات شفاف ارائه کردهاند، چه معنایی دارد؟
17. در شرایطی که دکتر احمدینژاد در کنفرانس مطبوعاتی خود که از شبکه خبر سیما نیز به صورت زنده پخش شد، رسماً اعلام کرد در صورت دعوت پادشاه عربستان به این کشور سفر میکند، چرا اظهار این که ابتدا دعوت شد و بعد ما تمایل خود را اعلام کردیم، چه معنایی دارد؟
18. اعلام ننگین بودن پروتکل الحاقی در حالی که اکثر کشورهای پیشرفته جهان از جمله کشورهای اروپایی هماکنون عضو این پروتکل هستند، چه معنایی دارد؟
19. چرا با وجود انکار هولوکاست توسط دکتر احمدینژاد در سال نخست ریاستجمهوری و پرداخت هزینههای سنگین، نماینده دولت ایشان در سازمان ملل به قطعنامه تأیید هولوکاست رأی مثبت داد و در اجلاس دوربان نیز هیأت ایرانی از مخالفت با آن خودداری کردند؟
20. آیا ایشان از اظهارنظر آقای مشایی مبنی بر دوستی با مردم اسرائیل، عقبنشینی کردهاند یا آن که بر اظهار خود در کنفرانس مطبوعاتی مبنی بر این که حرف مشایی حرف دولت است، پافشاری میکنند؟
21. در صورتی که ایشان مدعی هستند بیش از روسایجمهور گذشته به ایشان توهین و انتقاد شده است، آیا میزان توهین و اتهاماتی که توسط ایشان و سایر مقامات دولتی به منتقدان شده، با سایر دولتها قابل مقایسه است؟
22. با توجه به ادعای آقای احمدینژاد مبنی بر انتشار 320هزار تیتر توهینآمیز علیه دولت و با توجه به این که در کل زمان دولت ایشان از آغاز تاکنون حدود هزار شماره روزنامه منتشر شده و اگر 5 روزنامه در همه شمارههای خود حاوی6 توهین به دولت هم باشند، تنها 30هزار تیتر توهینآمیز علیه دولت قابل تولید است، ایشان این آمار 320هزار را از کجا آورده و آیا این آمار هم از جنس استقبال چند صدهزار نفری در مشهد از ایشان است؟
23. با توجه به ادعای دکتر احمدینژاد مبنی بر نبستن هیچ روزنامهای توسط دولت ایشان، روزنامه شرق، مهمترین روزنامه منتقد ایشان چرا دو بار در زمان دولت نهم توقیف گردید و علت تعطیلی روزنامه هممیهن و کارگزاران شکایت کدام ارگان دولتی بود؟
24. با توجه به آن که آقای احمدینژاد، مدعی برداشت غیرقانونی 95 میلیارد تومانی دولت مهندس موسوی از خزانه در زمان تعطیلات مجلس شده و این اقدام با حکم حکومتی امام خمینی(ره) صورت گرفته بود، آیا ایشان حکم حکومتی امام خمینی(ره) را غیرقانونی میدانند؟
25. زیرسوال بردن عملکرد وزارت ارشاد دولت نهم به چه معناست؟ آیا ایشان نمیتوانسته وزیر ارشاد را موظف به اجرای سیاستهای دولت کند، در این صورت با وجود برکناریهای متعدد مقامات دولتی به علت ناهماهنگی، علت عدم برخورد با وزیر ارشاد چه بوده است؟
26. در رابطه با مسائل آقای کردان با توجه به این که ایشان با دکترای جعلی و نه دکترای بیاعتبار دانشگاه آزاد (از نظر دکتر احمدینژاد) از وزارت کار و وزارت نفت دولت نهم حقوق دریافت کردهاند، چرا ایشان با آقای کردان پس از اطلاع از تخلفات، برخورد نکرده و تا امروز جناب کردان در دفتر رئیسجمهور فعالیت دارد؟